معين الدين محمد زمچى اسفزارى
79
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
نهصد قدم پيمودهاند . و خندق گرد شهربند بيست گز عرض دارد [ اما چون مدتى است كه آن را حفر نكردهاند حالا عمق چندان ندارد « 1 » ] و مسجد جامع كه شمه از ميامن و بركات او مذكور شد در ما بين دروازه خوش و قيچاقست و چنان مسموع شده كه آن « 2 » موضع در آن محل جهت آن « 3 » اتفاق افتاده كه بسبب آب روان و لطف هوا بهترين مواضع درون بلده است . و چنان بامتحان معلوم كردهاند كه در هرجانب شهر يك كله گذاشته بودند و در موضع چهار سوى و در مقامى كه حالا مسجد جامع است كله ديگر كلهاى « 4 » مواضع ديگر به چهار روز پيشتر از كله موضع مسجد جامع منتن و ضايع شده « 5 » ، و الا مناسب آن بود كه جامع در ميان شهر بودى و آب جوجهء نيز در جوار مسجد است . و در اندرون شهر جاى ديگر آب روان نيست .
--> ( 1 ) - عبارت : [ اما چون مدتى است كه آن را حفر نكردهاند حالا عمق چندان ندارد ] از زيادات نسخه مج است و مك و س ندارد . ( 2 ) - مج . س : مسموع شد كه موضع در . مك : مسموع شده كه آن موضوع در . ( 3 ) - مج : جهت آن . مك . س : جهت او . ( 4 ) - مج : كلهاء . مك . س : كلهاى . ( 5 ) - ابن ابى اصيبعه در كتاب ( عيون الانباء فى طبقات الاطباء ) در ترجمه زندگانى پزشك نامى ايران ابو بكر محمد بن زكريا الرازى ميگويد رازى در هنگام بناى بيمارستان بغداد براى اختيار بهترين نقطه خوش آبوهواى شهر چهار قطعه گوشت در چهار طرف شهر نهاد . . . و نظامى عروض سمرقندى در ( مجمع النوادر ) نيز اين داستان را در احوال محمد زكرياى رازى در وقت بناى بيمارستان شهر رى نوشته است .